سمینار SharePoint
۹۵/۰۳/۱۲
پایان نامه – تدوین طرح معماری سازمانی سرویس گرای مرجع جهت دانشگاه های آموزش الکترونیک ایران بر اساس چارچوب توگف ۹
۹۵/۰۳/۱۲

مفاهیم معماری سازمانی سرویس گرا

با سلام

در این مطلب من برخی از مفایهم پرکاربرد و اصلی معماری سازمانی، معماری سرویس گرا و نهایتاً معماری سازمانی سرویس گرا را از کتاب “معرفی اصول، مبانی و روش های معماری سازمانی سرویس گرا” نوشته دکتر شمس و مهندس مهجوریان استخراج کرده ام. که آنها را جهت استفاده شما خوانندگان گرامی نیز در اینجا قرار داده ام.

معماری سرویس گرا:

معماری سرویس گرا یک راه حل فناوری اطلاعات است که به سازمان ها کمک می کند تا زیر ساخت های متفاوت و غیر همسان خود را تبدیل به مجموعه ای از سرویس های پویا تبدیل نمایند. (Papazoglou, 2003)

معماری سازمانی:

معماری سازمانی عبارت است از مجموعه ای از ارائه های توصیفی (مدل ها) در ارتباط با تشریح یک سازمان به گونه ای که قابل مدیریت و در دوره ِ حیات مفیدش قابل نگهداشت باشد. معماری سرویس گرا سبکی از معماری سیستم های اطلاعاتی به شمار می رود که هدف آن دستیابی به اتصال سست در ارتباطات بین مولفه های نرم افزاری است. سرویس واحدی از کار است که ارائه دهنده ی که ارائه دهنده سرویس انجام می دهد تا نتیجه ی مطلوب را برای درخواست کننده ی سرویس مهیا کند. ارائه دهنده و درخواست کننده ی سرویس نقش هایی هستند که به وسیله ی عوامل نرم افزاری به جای عوامل انسانی انجام می شوند.

واژه ی “معماری” در معماری سازمانی به معنای داشتن نقشه و مدل های جامع پیش از اجرا است که در صنعت ساختمان سازی نیز مصداق روشن دارد. این در حالی است که همین واژه در معماری سرویس گرا نشان دهنده ی سبک خاصی برای توسعه ی سیستم های اطلاعاتی است که بر اتصال سست، قابلیت استفاده مجدد، ترکیب پذیری، پنهان سازی پیاده سازی داخلی ئ … تاکید دارد و شامل استانداردهای مستقل از سکو می شود.

زکمن معماری سازمانی را به صورت زیر تعریف می کند: [Zachman and Sowa]

مجموعه ای از ارائه های توصیفی (مدل ها) در ارتباط با تشریح یک سازمان، چندان که بتواند منطبق بر نیازمندی های مدیریت (کیفیت)، تولید شود و در دوره ی حیات مفیدش قابل نگهداشت(یا تعمیر) باشد.

معماری سازمانی یعنی فهم عناصر مختلفی که سازمان را تشکیل داده اند و چگونگی تعامل بین عناصر، تعریف مناسب سازمان عبارت است از مجموعه ای از واحدهای سازمانی که اهداف و اصول مشترک دارند و عناصر شامل تمامی اقلامی است که در حوزه اشخاص، فرایندها، کسب و کار و فناوری محصور شده اند [IFEAD]

معماری سازمانی شامل مدل های کسب و کار، فرایندها، داده ها و سیستم های پشتیبانی کننده است و هدف از به کار گرفتن آن همراستا فناوری اطلاعات به ماموریت و اهداف سازمان است. همچنین نقشه های از لایه های فوق(در قالب زیرمعماری ها) برای معماری وضع موجود و مطلوب تعریف می شود. در معماری سازمانی به استانداردها، ملاحظات امنیتی و یک طرح انتقال نیاز است.

جان زکمن انگیزه اصلی خود از ارائه معماری سازمانی را “حل مشکل مربوط به پیچیدگی سیستم های اطلاعاتی و بهبود مدیریت بر آن” می داند. [Zachman and Sowa]

امروزه فواید و دلایل استفاده از معماری سازمانی شامل موارد زیر است:

  • کاهش هزینه های توسعه فناوری اطلاعات
  • کاهش هزینه ی مدیریت پیچیدگی
  • حذف افزونگی میان سامانه های اطلاعاتی
  • گسترش هدفمند سیستم های فناوری اطلاعات
  • پاسخ به نرخ تغییرات بالا در کسب و کار
  • نیاز به اشتراک گذاری اطلاعات
  • تسهیل کردن برون سپاری

مهم ترین نتایج معماری سازمانی را باید بهبود روش ها و فرایندها در ماموریت های سازمانی، ایجاد نظامی یکدست و قابل مقایسه در توصیف سیستم ها و یکپارچگی فناوری اطلاعات دانست[شمس]

انواع معماری سازمانی:

  • معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات: هدف همراستا کردن فناوری اطلاعات با کسب و کار به منظور بهبود کارایی و بازدهی سیستم های اطلاعاتی است. تاکید این رهیافت بر لایه های پایین بوده و یکپارچگی سیستم های اطلاعاتی و موثر بودن زیر ساخت های فناوری مورد هدف است.
  • معماری سازمانی فرایند محور: هدف اصلی بازبینی و بهبود فرایندها می باشد. در معماری فرایند محور، اهداف کسب و کار با رویکردی بالا به پایین به عملیات و فعالیت ها نگاشت می شوند تا در نهایت تمامی فرایند های کسب و کار به روشی که گفته خواهد شد، سازماندهی شوند. این نوه پروژه های معماری سازمانی توسط مدیران ارشد کسب و کار اجرا می شوند و زیر نظر مستقیم ریاست سازمان قرار دارند. [Hee]
  • معماری سازمانی حاکمیت محور: در این رهیافت که مخصوص سازمان ستادی است، هماهنگی و هدایت بین اجرا و حوزه هایی که خود نوعی سازمان محسوب می شوند، مورد توجه قرار دارد. در بحث مدیریت سازمانی و به هنگام مدیریت سازمانی و به هنگام مواجهه با پیچیدگی ، دو راهبرد کلان مورد توجه معماران قرار دارد: ۱- مدیریت و کنترل یکپارچه و مرکزی سازمان در حوزه های مختلف است که به شکل جامع و متمرکز انجام می شود. ۲- تقسیم سازمان به زیر مجموعه هایی است که هر کدام دارای مدیریت مخصوص خود هستند، اما هماهنگی های بین این مجموعه ها به طور فدرالی و ستادی انجام می شود. بنابراین می توان گفت که معماری سازمانی حاکمیت محور بر پایه این راهبرد است.

متدولوژی برنامه ریزی معماری سازمانی:

برنامه ریزی معماری سازمانی، فرایندی است در جهت تعریف معماری برای استفاده اطلاعات به منظور پشتیبانی از کسب و کار و شامل یک برنامه برای اجراست.

متدولوژِی اسپیواک شامل هفت مرحله است که که در چهار لایه ارائه می شود، این لایه ها عبارتند از:

  1. لایه ۱: برنامه ریزی اغازین
  2. مدل سازی کسب و کار + سیستم ها و فناوری موجود
  3. معماری داده + معماری سیستم + معماری فناوری
  4. برنامه گذار/اجرایی

مدل های مرجع:

مدل های مرجع و مجموعه ای از تمامی گزینه ها در یک دامنه ی مشخص هستند که به فرایند تهیه راه حل یک مساله کمک بسیاری می کنند.

بهترین تجربه:

بهترین تجربه، نمونه ای از پروژه های معماری سازمانی به شما می رود که از دیدگاه های مختلف موفق ارزیابی شده است.

متدولوژی:

متدولوژی دربردانده ی دستورالعمل و راهنمای چگونگی انجام فرایند معماری است. در متدولوژی باید مشخص شود چه گام ها و مراحلی با چه ترتیبی وجود دارد، محصول و خروجی هر مرحله چیست؛ علاوه بر این متدولوژی شامل راهنمایی ها، مثال ها، مطالعات موردی و مراجع است.

الگو:

الگو در معماری مشخص کننده ی رهیافت و روشی است که طی آن می توان به نتایج مطلوب دست یافت. شاید بتوان گفت نوعی روش انجام پروژه های موفق است، با این شرط که دارای یک ورودی و خروجی مشخص نیست و با تبعیت از اصول یک الگو می توان شانس موفقیت پروژه را افزایش داد.

تفاوت متدولوژی و الگو در این است که متدولوژِی مانند یک دفترچه راهنما برای یک دامنهی باز از صورت مساله هاست، در حالی که الگو برای رسیدن به دامنه ی مشخصی از انتظارات است. شاید بتوان گفت الگو نوعی بهینه سازی متدولوژی با توجه به بهترین تجربه به دست آمده و در دامنه ی مساله محدودتر و مشخص تری است.

مدل بلوغ توانمندی معماری سازمانی:

این مدل [Herzum] شامل ۵ سطح می باشد که عبارتند از:

  • سطح آغازین
  • سطح طبقه بندی
  • سطح طراحی
  • سطح یکپارچه سازی
  • سطح بهینه سازی

معماری سرویس گرا:

عمده چالش های فناوری اطلاعات و به خصوص سیستم ها در سازمان ها را می توان در سه مورد اصلی خلاصه کرد:

  • عدم امکان تعامل پذیری و یکپارچگی تمامی سیستم های اطلاعاتی سازمانی در جهت فراخوانی و استفاده از مولفه های نرم افزاری مشترک به شکل مستقل از سیستم عامل، سکو، فناوری و پروتکل های ارتباطی طرفین.
  • تفاوت دیدگاه و فرهنگ واژگان کارشناسان فناوری اطلاعات با کارشناسان کسب و کار که موجب عدک درک مشترک از نیازمندی های سیستم های اطلاعاتی تولیدی می شود.
  • عدم توانایی فناوری اطلاعات در تطبیق با سرعت تغییرات کسب و کار با توجه به نیاز سازمان ها به تغییر مداوم فرایندها و سرویس ها.

با توجه به این چالش های انگیزه اصلی معماری سرویس گرا نیز مقابله با این چالش ها می باشد. مهم ترین اهداف ارائه معماری سرویس گرا شامل موارد زیر می شود:

  • بهبود سطح استفاده مجدد و انعطاف پذیری مولفه های نرم افزاری
  • انعطاف پذیری فناوری اطلاعات در پاسخ به تغییرات مداوم کسب و کار
  • استاندارد سازی و یکپارچگی سکوها و زیر ساخت های فناوری اطلاعات
  • ارتقای هم راستایی فناوری اطلاعات با کسب و کار
  • بهبود تعامل پذیری بین سازمانی

معماری سرویس گرا چارچوبی استاندارد است که سرویس ها در آن ساخته، استقرار و مدیریت می شوند و هدفش افزایش چابکی فناوری اطلاعات در جهت واکنش سریع به تغییرات کسب و کار است. در معماری سرویس گرا منظور از اتصال سست، قابلیت تعامل بین سرویس ها به طور مستقل از کدنویسی و مکان سرویس ها است، به گونه ای که سرویس ها در زمان اجرا بتوانند علاوه بر تغییر مکان، روال های داخلی خود را تغییر دهند یا حتی از یک فناوری جدیدتر استفاده کنند، بدون اینکه تاثیری منفی بر سرویس گیرندگان گذاشته شود.

معماری سرویس گرا از دیدگاه های مختلف قابل بررسی است. هر فرد یا ذی نفع طبق جایگاه خود، تصویری از معماری سرویس گرا دارد. در ادامه سه دیدگاه کارشناسان کسب و کار، معماران و طراحان بررسی می شود.

  • کارشناسان کسب و کار: مجموعه ای از سرویس ها که سازمان مایل به ارائه آنها به مشتریان یا شرکای خود است
  • معماران: سبکی از معماری که حاوی قوانین، الگوها و ضوابطی است که به ایجاد خصایصی مانند پیمانه ای بودن، محصور سازی، اتصال سست، استفاده مجدد و ترکیب پذیری منجر می شود و از نظر ساختار از یک ارائه دهنده و درخواست کننده ی سرویس تشکیل شده است.
  • طراحان و پیاده سازان: یک سبک برنامه نویسی که از استانداردهایی مانند: SOAP, UDDI, WSDL و فناوری هایی مانند سرویس های وب استفاده و قابلیت تعامل پذیری بین مولفه های نرم افزاری را بدون توجه به سکو و فناوری پیاده سازی آنها پشتیبانی می کند.

مهم ترین دستاورد معماری سرویس گرا انعطاف پذیری و چابکی فناوری اطلاعات در برابر تغییرات کسب و کار می باشد.

معماری سرویس گرا: روشی برای طراحی و پیاده سازی نرم افزارهای گسترده ی سازمانی به وسیله ی ارتباط بین سرویس هایی که دارای خواص اتصال سست، دانه درشتی و قابل استفاده مجدد هستند. [Oasis]

معماری سرویس گرا: سبکی در فناوری اطلاعات که مبتنی بر تعامل سرویس های خوش تعریف، استاندارد و قابل استفاده مجدد است. سرویس در اینجا به معنای پیاده سازی نرم افزاری یک کارکرد کسب و کار خوش تعریف است که می توان در فرایند ها یا نرم افزارهای مختلف مورد استفاده و فراخوانی قرار گیرد. هدف معماری سرویس گرا چابکی فناوری اطلاعات و کاهش هزینه های توسعه و یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی است.[شمس و مهجوریان]

تعریف IBM از معماری سرویس گرا: رهیافتی برای ساخت سیستم های توزیع شده که کارکردهای نرم افزاری را در قالب سرویس ارائه می دهد. این سرویس ها توسط دیگر نرم افزارها قابل فراخوانی هستند و برای ساخت سرویس های جدید نیز استفاده می شوند. این رهیافت برای یکپارچه سازی فناوری ها در محیطی که انواع مختلفی از سکوهای نرم افزاری و سخت افزاری وجود دارد ایده آل است. خواص معماری سرویس گرا به شرح زیر است:

  • استفاده از استانداردهای مستقل از فناوری و مورد توافق برای ارائه مولفه های نرم افزاری تحت قالب سرویس.
  • معرفی کننده یک روش مشخص و مورد توافق برای تعریف و ارتباط بین مولفه های نرم افزاری
  • مولفه های نرم افزاری منفرد می توانند در ساخت دیگر نرم افزارها استفاده شوند.
  • تقویت کننده ی رهیافت سرهم بندی اجزای از پیش تعریف شده برای ساخت نرم افزارها به جای توسعه و پیاده سازی آنها
  • می تواند به نرم افزارهای خارج سازمانی نیز مانند انواع داخلی ان متصل شوند.

سطوح تجرید سرویس: سرویس از نظر تجرید، نسل بعد از مولفه می باشد که خود مولفه از شیء و شیء گرایی برآمده است. به عبارتی دیگر از نظر سطوح تجرید به ترتیب شیء، مولفه و سپس سرویس قرار می گیرد. [Haddad]

اتصال سست: درمعماری سرویس گرا منظور از اتصال سست قابلیت تعامل بین سرویس ها به صورت مستقل از کدنویسی و مکان سرویس هاست، به گونه ای که سرویس ها در زمان اجرا می توانند علاوه بر تغییر مکان، روال های داخلی خود را تغییر دهنده یا حتی از یک فناوری جدیدتر استفاده کنند، بدون اینکه تاثیری منفی بر سرویس گیرندگان گذاشته شود.

وب سرویس: وب سرویس، نوعی سیستم نرم افزاری محسوب می شود که برای تامل ماشین با ماشین در سطح شبکه طراحی شده و دارای یک تعریف قابل پردازش توسط ماشین با نام WSDL است. دیگر سیستم های بر طبق این توصیف از قبل مهیا شده با سرویس دهنده تامل خواهند داشت. پیام ها توسط پروتکل SOAP یا سایر پروتکل های مربوطه منتقل می شوند.

مهمترین مزیتی که معماری سرویس گرا با خود به ارمغان می آورد مبحث بهبود بازگشت سرمایه است. معماری سرویس گرا مجموع هزینه ی صرف شده برای فناوری اطلاعات و سرویس های کسب و کار را به دو روش کاهش می دهد. اول با حذف هزینه های میان افزارها و فناوری های اختصاصی و جایگزین کردن آن با فناوری های استاندارد مانند وب سرویس و دوم با ترکیب کارکردهای کسب و کار در قالب سرویس هایی که توسط واحدهای مختلف قابل استفاده باشند.

هم نواسازی و هم خوانی:

هم نواسازی در خصوص ترتیب اجرای سرویس ها در فرایند بحث می کند. هم نواساز که رهبری گروه را به عهده دارد مجموعه ای سرویس ها را فراخوانی می کند تا نتیجه ی مورد نظر حاصل و فرایند تکمیل شود.

همخوانی به فرایندهایی می گویند که بدون موتور فرایندی اقدام به تبادل پیام کرده و ترتیب و توالی پیام های مبادلاتی را بازیگران ثبت می کنند.

متدولوژی های سرویس گرایی:

  • متدولوژی RUP گسترش یافته برای معماری سرویس گرا
  • معماری و مدل سازی سرویس گرا (SOMA – Service Oriented Modeling and Architecture)
  • راهنمای مدرن کردن سیستم های موروثی به کمک معماری سرویس گرا

با توجه به اینکه مستندات کمی برای SOMA وجود دارند، ولی این متدولوژی برای پروژه های بزرگ مدیریت کسب و کار و معماری سرویس گرای سازمانی مناسب است و کامل ترین متدولوژی موجود در این حوزه به شمار می رود. نقطه ضعف این متدولوژی عدم ارائه تمامی مستندات و پشتیبانی های فنی توسط IBM است.

بسط RUP به منظور پوشش به معماری سرویس گرا برای حوزه های دارای دامنه ی معماری سرویس گرا محدود و در حد یک پروژه متوسط، مناسب است، اما برای پروژه های گسترده سازمانی توصیه نمی شود. راهنمایی ها یا شبه روش هایی که IBM برای بعضی کاربردهای خاص دیگر از جمله “مدرن کردن سیستم های موروثی موجود” ارائه کرده است نیز در حوزه ی خود مفید و کارگشا هستند.

مدل بلوغ توانمندی معماری سرویس گرا:

یکی از مدل های مطرح برای سنجش بلوغ توانمندی معماری سرویس گرا توسط Sims ارائه شده است و دارای پنج سطح می باشد که عبارتند از:

  1. سرویس های اولیه: در این سطح سازمان اولین آشنایی با معماری سرویس گرا را تجربه کرده است و مقدمات برپایی آن فراهم می شود.
  2. سرویس های معماری شده: این مرحله کارایی و مزایای پیاده سازی معماری سرویس گرا در کاهش هزینه و زمان بهبود انعطاف پذیری را اثبات می کند.
  3. سرویس های همکار: در این مرحله هم نواسازی سرویس ها و پیاده سازی سرویس های ترکیبی شروع می شود.
  4. سرویس های اندازه پذیر: تمرکز این سطح از سطوح بلوغ بر شاخص های اندازه گیری کارایی کسب و کار است و دیده بانی فعالیت های کسب و کار باید به عنوان یک اقدام کلیدی مورد توجه قرار گیرد.
  5. سرویس های بهینه شده: در این مرحله بهینه سازی سرویس های سازمانی مورد نظر است و هدف آن دستیابی و تحقق تکامل مستمر و تدریجی در سازمان با کم مدیر ارشد اجرایی است.

معماری سازمانی سرویس گرا:

تفاوت معماری سازمانی با سرویس گرا:

واژه ی معماری در معماری سرویس گرا با همان واژه در معماری سازمانی معانی متفاوتی دارد. مفهوم معماری در سرویس گرایی به سبکی از سیستم های اطلاعاتی گفته می شود که تکامل یافته ی نمونه هایی مانند: خدمت دهنده / خدمت گیرنده یا چند لایه است. این سبک به نوعی مشخص کننه ی مجموعه ای از الگوها، استانداردها و پروتکل ها در توسعه و طراحی سیستم های اطلاعاتی است. این در حالی است که واژه معماری در معماری سازمانی بیان کننده ی نگاهی همه جانبه و بالا به پایین است و از دیدگاه های مختلف به جنبه های متفاوت سازمان اشاره دارد که در نهایت به طور همه جانبه و فراگیر به طبقه بندی و توصیف عناصر و اجزای سازمان منجر می شود. معماری سازمانی ریشه در حوزه ی فناوری دارد، اما معماری سازمانی از حوزه مدیریت سازمان بر می آید.

  • در معماری سازمانی تعیین وضعیت موجود یکی از اولین مراحل در معماری سازمانی به حساب می آید، اما در معماری سرویس گرا چندان به آن توجه نمی شود. شروع معماری سرویس گرا با یک پروژه در اندازه ِ کوچک آغاز می شود.
  • تمرکز هر دوی آنها بر وضعیت مطلوب است، با این تفاوت که معماری سازمانی بر موضوعات سطح بالا تاکید دارد، اما معماری سرویس گرا مبتنی بر استانداردهای سطوح پایین و فناوری است.
  • شالوده ی معماری سازمانی بر اساس چارچوب های شناخته شده ای مانند زکمن است، در حالی که معماری سرویس گرا بر متدولوژی و ابزار تاکید دارد.
  • در مراحل اخر که معمولاً مربوط به انجام یکپارچگی است، معماری سازمانی بر سطوح پایین و فنی تمرکز دارد در حالی که معماری سرویس گرا به سطوح بالاتر می پردازد.
  • معماری سازمانی بر تامل پذیری بین کسب و کار و فناوری تاکید دارد، در حالی که معماری سرویس گرا بر تعامل بین فناوری با فناوری متمرکز شده است.

یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی:

در معماری سرویس گرا اصلی بر این است که همه ی سیستم های اطلاعاتی با یک واسط استاندارد و مورد توافق جهانی تعامل داشته باشند. این واسط وب سرویس نام دارد و پروتکل های مورد استفاده آن نیز شامل SOAP،WSDL  و UDDI می شود. همه ی این پروتکل های بسطی از XML به شمار می روند که استانداردی جهانی و مورد توافق همه ی سکوها، فناوری ها و سازندگان است.

مدیریت یکپارچه فرایندهای سازمان در قالب هم نواسازی:

برای تعریف و پیاده سازی فرایندها سه نقش اصلی تحلیل گر، طراح و مدیر وجود دارد. تحلیل گر جریان گردش فرایندهای کسب و کار سازمان را شناسایی و مدل سازی می کند، سپس طراح این مدل را به شکل سیستمی و خودکار در می آورد. در این بخش خر فعالیت فرایند به یک سرویس سیستمی یا یک فعالیت انسانی نگاشت می شود.

همچنین طراح هنگام خودکارسازی فعالیت ها با سایر سیستم های اطلاعاتی سازمان، سازگار کننده مناسب را برای برقراری تبادل تنظیم می کند، به علاوه برای هر تعامل باید نگاشت ها، پروتکل ها و سایر تنظیمات انجام گیرد. در حالی که تحلیلگر و طراح مشغول کار برروی فرایندهای خاصی هستند، مدیر سیستم کنترل و نظارت بر مجموعه تعاملات و ارتباطات بین سیستم های اطلاعاتی و تنظیم مجوزها و سطوح دسترسی را بر عهده دارد.

جداسازی منطق فرایند از خودکارسازی فعالیت های آن به موضع چابکی فناوری اطلاعات در پیاده سازی فرایند های جدید و تغییر فراینده های موجود کمک بسیاری می کند که برای سازمان ها ارزش استراتژیک دارد.

لایه های معماری سازمانی سرویس گرا:

در بیشتر معماری ها سه لایه اصلی “کسب و کار”، “سرویس” و “نرم افزارها و سیستم های اطلاعاتی” وجود دارند.

لایه سرویس از سه زیر لایه به قرار زیر تشکیل می شود:

  • سرویس های فرایندی (هم نواسازی): به کمک هم نواسازی، جریان کار، قوانین و شرط ها از فعالیت ها جدا می شوند، ترتیب و جریان فراخوانی سرویس ها در هم نواساز اصلی در قالب زبان هایی مانند BPEL پیاده سازی می شوند. این مساله باعث انعطاف پذیری و چابکی تعریف و اصلاح مولفه های سازنده فرایندها می شود و جزئیات روال ها و قوانین به لایه های پایین تر انتقال می یاد. منطق این لایه شامل توالی و ترتیب کلان ارائه ی سرویس به دی نفعان است و شامل موارد بسیار جزئی و تخصصی نمی شود.
  • سرویس های ترکیبی: شامل مولفه های اصلی انجام کسب و کار هستند. تفاوت این لایه با لایه قبل اینجاست که این سرویس ها بخش اصلی منطق کسب و کار را مدل می کنند و ذی نفع آن، کارشناسان داخلی سازمان هستند. این در حالی است که سرویس های لایه قبل با کاربران و خارجی و مشتریان سروکار دارند و منطق حاکم بر آن سرویس ها از جنس قوانین و ادبیات قابل فهم برای شرکا و مشتریان است. چگونگی چیدمان و معماری این لایهاز مهم ترین موضوعات موثر در موفقیت و کارایی معماری سرویس گرا بوده و از اصلی ترین گام های تحلیل و طراحی سرویس گراست. این لایه با چگونگی انجام کسب و کار از نگاه متخصصان سازمان سروکار دارد. ایم منطق می تواند شامل وظایف واحدها، ترتیب فعالیت ها، وابستگی بین فعالیت ها و منابع و به طور کلی دربردارنده ی تمامی روال ها و محدودیت های سازمان باشد. این سرویس ها به دو دسته وظیفه محور و موجودیت محور طبقه بندی می شوند.
  • وظیفه محور: این سرویس های ارائه دهنده منطق کسب و کار هستند و به نوعی قطعات سازنده ی خوش تعریف کسب و کار به شمار می روند.
  • موجودیت محور: این سرویس ها مشخصات و عملیات مربوط به یک موجودیت اطلاعاتی سازمان را ارائه می دهند و قابلیت استافده ی مجدد بالایی دارند، زیرا یک موجودیت وابستگی محکمی با قوانین و جریان کار ندارد و در فرایندهای مختلفی قابل فراخوانی است.
  • ·        سرویس های اتمیک: تمام منطقی(قوانین، توالی ها، محدودیت ها، انتخاب ها و ….) که توسط این سرویس ها نگهداری می شود در حد جزئی و تفصیلی و متشکل از دو بخش مرتبط با کسب و کار و مرتبط با فناوری استو منطق کسب و کار می تواند شامل فرمول ها و قوانین تخصصی سازمان باشد.

ارتباط لایه های معماری سرویس گرا:

  • وظیفه فرایندهای هم نواسازی تعیین ترتیب و توالی کلان فراخوانی مولفه های اصلی کسب و کار است.
  • وظیفه ی سرویس های ترکیبی اعمال شرط ها و محدودیت های کسب و کار و تعیین ترتیب و توالی فراخوانی سرویس های اتمیک است.
  • وظیفه ی سرویس های اتمیک پیاده سازی یک کارکرد مشخص و معین به صورت مکانیزه است.

پارادایم سرویس گرایی:

این پارادایم شامل سه حوزه می شود:

  1. حوزه ی کسب و کار: سازمان سرویس گرا. اهداف:
  2. افزایش تعامل پذیری در عین استقلال واحدهای کسب و کار
  3. ارتقای چابکی فناوری اطلاعت در پاسخ به نیازهای کسب و کار
  4. تمرکز به ماموریت سازمان و کاهش پیچیدگی سکوها و فناوری ها
  5. حوزه نرم افزار: معماری سرویس گرا. اهداف:
  6. یکپارچه سازی نرم افزار و سکوهای فناوری اطلاعات
  7. ایجاد سیستم های انعطاف پذیر و موثر
  8. تسهیل و استاندارد سازی تبادل اطلاعات بین سیستم ها و سازمان های مختلف
  9. حوزه ی زیر ساخت: زیر ساخت سرویس گرا. اهداف:
  10. تامین زیرساخات مطمئن، امن و انعطاف پذیر
  11. پشتیبانی از ویژگی های کیفیت سرویس
  12. استقرار، اجرا و مدیریت سرویس ها
  13. مدیریت میزان رضایت از SLA

مبانی سازمان سرویس گرا:

یک مدل سرویس از چهار عنصر کلیدی تشکیل شده است:

  • سرویس دهنده
  • سرویس گیرنده
  • سرویس
  • کانال ارائه سرویس

در سازمان ها دو نوع دید/مدل وجود دارد، دید عمودی و دید افقی، در دید عمودی یا ساختاری وظایف از بالا با پایین بین واحدها منتقل می شوند. در دید افقی یا دید فرایندی سازمان بر اساس گردش کار بین واحدهای مختلف کار می کند. نگاه فرایندی جایگزین نگاه ساختاری نیست بلکه مکمل آن می باشد و نشان از پویایی سازمان دارد. در کنار این دو مدل، مدل دیگری نیز هست که نتیجه عملکرد سازمان را از منظر ذی نفعان نشان می دهد. مدل سرویس بر اساس نگاه نتیجه گراست. مدل فرایندی روش اجرایی رفتار واحدهای سازمانی را در قالب فعالیت ها، شرط ها و قوانین مشخص، و مدل سرویس طریقه ی درخواست سرویس و دریافت نتیجه را از نگاه ذی نفع ترسیم می کند.

ویژگی های سازمان سرویس گرا:

  • ·        ذی نفعان به “چه چیز” سر و کار دارند و نه “چگونه”.
  • ·        استاندارد و شفاف بودن ورودی و خروجی
  • ·        مخفی کردن پیچیدگی داخلی از دید ذی نفعان
  • ·        تاکید ذی نفع بر کنترل کیفیت “نتیجه” به جای کنترل “مراحل انجام”
  • ·        امکان شناسایی آسان و انتخاب بین سرویس دهنده ها
  • ·        قابلیت استفاده مجدد سرویس ها
  • ·        قابلیت ترکیب پذیری سرویس ها
  • ·        استقلال سرویس ها در عین قابلیت فراخوانی توسط ذی نفعان مختلف

سطوح بلوغ سرویس گرایی:

  1. ابتدایی/فاقد عمومیت
  2. تکرارپذیر اما شهودی
  3. تعریف شده و روال مند
  4. مدیریت شده و مکانیزه
  5. بهینه شده

نکته: در راستای حرکت به سمت سرویس گرایی دو مرحله اصلی وجود دارد:

  1. تعریف مدل سرویس و جداسازی آن از مدل فرآیندی.
  2. اعمال شاخص های سرویس گرایی برای بهبود و ارتقای سطوح بلوغ سرویس ها.

مدل سرویس باید فقط دغدغه ها و توصیفات سرویس را از نگاه ذی نفع در نظر داشته باشید، اما صرف ترسیم مدل سرویس ضامن سرویس گرا بودن نیست. پس از اینکه مدل سرویس تعریف و مصوب شد، نوبت به بهبود سرویس هاست بر اساس شاخص های سرویس گرایی می رسد. در این قسمت با مجموعه ای از ضاخص های مخصوص سرویس گرایی سروکار داریم، به طوری که هر چه ای شاخص ها در سرویس ها عینیت بیشتری بیابند، درجه ی بلوغ سرویس ها و در نتیجه سطح سرویس گرایی سازمان بالاتر می رود.

اصول حاکم بر سرویس گرایی:

  1. ۱.       قابلیت استفاده مجدد
  2. ۲.      قرداد رسمی برای تعامل
  3. ۳.      اتصال سست سرویس ها
  4. ۴.      پنهان سازی پیاده سازی داخلی
  5. ۵.      قابلیت ترکیب پذیری: چگونگی ایجاد یک سرویس کلان از تلفیق چند سرویس دیگر
  6. ۶.      خودمختاری سرویس ها
  7. ۷.      بی وضعیتی سرویس ها: ارائه تمامی کارکردهای یک سرویس در قالب چندین عملیات “مستقل از هم و تک تراکنشی” از ضرورت های اصلی بی وضعیتی است.
  8. قابلیت شناسایی و کشف

به طور خلاصه اصولی مانند: اتصال سست و خودمختاری پیش نیازهای انجام دیگر اصول هستند و در عوض قابلیت استفاده مجدد و ترکیب پذیری به میزان بیشتری از دیگر اصول استفاده می کنند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*ضروری